به راستی بهاءالله کیست؟

۱- جناب میرزا حسینعلی نوری، شخصیت اول بهاییت در کتاب بدیع خود می‌نویسد: «منتهی رتبه تکمیل هیاکل بشریه به رتبه نبوت است.»(یعنی از نبوت بالاتر نمی‌شود رفت.)

۲- همین جناب می‌فرمایند:«از ختمیت خاتم، مقام این یوم ظاهر و مشهود.»

جناب اشراق خاوری(از معروف‌ترین نویسندگان و مبلغان بهایی) در جلد اول کتاب رحیق مختوم در ذیل این بیان بهاءالله می‌نویسد: «جمال مبارک(بهاءالله)… می‌فرماید که مقام این ظهور عظیم و موعود کریم از مظاهر سابقه بالاتر است، زیرا نبوت به ظهور محمد رسول‌الله ختم گردید.»

+ از این بیان می‌توان فهمید که اولاً جناب بهاءالله به خاتمیت پیامبر اسلام معتقد است و در نتیجه معتقد یه این هستند که بعد از پیامبر اسلام پیامبری نباید بیاید.(پس بهاییت که بعد از اسلام آمده یک دین الهی نمی‌باشد.) ثانیاً هم جناب بهاءالله و هم جناب اشراق خاوری مقامی بالاتر از نبوت را برای شخص اول بهاییت(بهاءالله) قائل هستند که این کاملاً با بیان اول خود بهاءالله(شماره ۱) متناقض است!

۳- در ضمن جناب میرزاحسینعلی نوری(بهاءالله) در کتاب اقتدارات خود می‌گوید: «همانا خداوند مرا برانگیخت و با آیات روشن به سوی شما فرستاد.» (یعنی خودش برای خودش مقام پیامبری قائل است!) که کاملا با بیان شماره ۲ تناقض دارد!

۴- همچنین خود او در جاهای دیگر خود را خدا می‌خواند. از جمله در کتاب اقدس (نوشته بهاءالله) می‌خوانیم: «هرگاه خواستید نماز بخوانید پس رو به سوی من بایستید!»

+مگر می‌شود پیغمبری ادعای الوهیت کند؟!

خدای متعال در آیه ۷۹ سوره آل عمران می‌فرماید: «هیچ بشری را نشاید که خدا به او کتاب و فرمان نبوت و قانون عطا نماید، آنگاه این انسان به مردم بگوید که به جای خدا مرا پرستش کنید.»

می‌بینیم که جناب میرزا حسینعلی مدعی است که از جانب خدا به او فرمان نبوت داده شده، اما با این حال خودش را قبله‌ی مریدان قرار می‌دهد و پس از مرگش قبر خود را قبله تعیین می‌نماید. بهائیان نیز این را کاملاً باور دارند! این هم بت پرستی در عصر فضا!

اما حالا به راستی بیاییم و بیندیشیم:

آیا شخصیتی که رفتاری اینگونه خود نشان می‌دهد، می‌تواند منادی وحدت در عالم باشد و آیا با اعتقاد به این بیانات می‌توان به وحدت عالم انسانی رسید؟ آیا این ادعاها با عقل سازگاری دارد؟

نظر شما چیست؟