بستن راه تحری حقیقت بر اطفال بهایی

photo_2016-06-06_09-53-49

آنچه امروزه بسیاری از بهاییان نمی‌دانند، این است که عبدالبهاء پیروان خود را از فرستادن فرزندان‌شان به مدارس غیر بهایی به شدّت نهی کرده است.

جناب عبدالبهاء در کتاب مکاتیب عبارات جالبی در این رابطه بیان می کند: «اطفال احبّا ابداً جائز نیست که به مکتب‌های دیگران بروند، چه که ذلّت امراللّه است و بکلّی از الطاف جمال مبارک محروم مانند؛ زیرا تربیت دیگر شوند و سبب رسوائی بهاییان گردند.»

بر اساس این دستور، اطفال بهایی باید در سنینی که توانایی تصمیم‌گیری مستقل ندارند و درست و نادرست را از هم به خوبی تشخیص نمی‌دهند، از آموختن هر چیز غیر بهایی دور نگه داشته شوند.

در این سنین به آنها تعلیم داده می‌شود که بهاییت تنها راه رسیدن به سعادت ابدی است و آموزه‌های آن بر هر آئین دیگری برتری دارد. وقتی این اطفال بزرگتر می‌شوند، توانایی تحرّی حقیقت آن‌ها به شدّت تحت تأثیر آموزه‌هایی که از کودکی به آنها القا شده قرار خواهند گرفت و تحرّی حقیقت برای ایشان معنی دار نخواهد بود.

چرا بهائیان انتقادپذیر نیستند؟!

69

با اینکه در جوامع مختلف به خصوص فضای مجازی نقد های زیادی در مورد بهائیت شده است امّا همواره شاهد بوده ایم که بهائیان حتّی از خواندن انتقادات پرهیز می کنند چه برسد به اینکه بخواهند آنها را پاسخ دهند.

وقتی دلیل این مسئله را بررسی کردیم با عباراتی از رهبران بهائی مواجه شدیم که علّت عدم انتقادپذیری بهائیان بر ما روشن شد.
از جناب بهاءالله در کتاب گنجینه حدود و احکام عبارتی نقل شده که به زبان ساده می شود: «حتّی اگر کسی با مدرک، بهائیت را نقد کرد، گوش ندهید.»

جالبتر اینکه در ادعیه حضرت محبوب جناب بهاءالله می گوید: «جز من چیزی نبینید و جز آنچه می گویم کلامی نشنوید.»

telegram4

سیلی مبارک !

67

خلیل شهیدی فردی است که بسیار مورد اعتماد جناب عبدالبهاء بود. شهیدی در کتاب خود با عنوان “خاطرات خلیل شهیدی” نقل میکند: «روزی (عبدالبهاء) در بیرونی بیت مبارک در حیفا (شهری در فلسطین اشغالی) فرمودند: “دستمالم را فراموش کردم.” یک نفر از احبا که معروف به استاد محمدعلی بنا بود به این مضمون عرض کرد: “چگونه میشود مظهر حق چیزی فراموش کند؟” عبدالبهاء فوراً یک سیلی به او زدند و فرمودند: “مردک! (خدا) به یک دستمال فراموش کردن صد نفر را امتحان میکند.”»

شاید این مظهر حق!!! فراموش کرده بود که پدرش سالها قبل در کتاب اقدس گفته بود: «شما در کتاب منع شده اید از جدال و نزاع و زدن و همانند آنها از آنچه که باعث ناراحتی قلب ها میشود.»

telegram4

بهائیت با چه رویی دم از ” وحدت عالم انسانی ” می زند؟!!

66

از مهمترین آثار جناب میرزاعلی محمد شیرازی (معروف به باب) کتاب “بیان فارسی” می باشد که مورد تأیید جناب بهاءالله است؛ چرا که در کتاب اسرارالآثار به نقل از ایشان آمده: «به آن (بیان فارسی) رجوع کنید که هر حرفش برای اهل زمین کافی است و یک حرف از آن نزد من محبوبتر از آسمانها و زمین است.»

اگر به کتاب بیان فارسی رجوع کنید در آن عباراتی را می یابید که با وحدت عالم انسانی کاملاً در تضاد است.

به اعتراف جناب عبدالبهاء در کتاب مکاتیب آمده: «در یوم ظهور حضرت اعلی (میرزا علی محمد) منطوق بیان (عبارت بود از:) ضرب اعناق (گردن زدن غیر بابیها)، حرق کتب (سوزاندن کتابها) و اوراق و هدم بقاء و قتل عام الّا من امن و صدق (به جز بابیان) بود.»

در کتاب بیان فارسی حتی گفته شده اموال کسانی را که به کتاب بیان ایمان ندارند را مصادره کنید و اجازه ی تدریس هیچ کتابی غیر از بیان داده نشده است.

با این حال جناب بهاءالله، نخستین رهبر بهائیان می گوید: «بیان فارسی در این ظهور (بهائیت) امضاء شده.» (کتاب اقتدارات)
پ ن : معنی تروریسم در تروریسم

telegram4

آیا با عقل می توان به عرفان الهی رسید؟

65

اگر از یک فرد بهائی سؤال شود که “آیا با عقل میتوان به عرفان الهی رسید؟”، چه پاسخی خواهد داد؟

به پاسخ این سؤال در کلام رهبران بهائی می پردازیم:
جناب بهاءالله در منتخب ۹۵ از کتاب منتخباتی از آثار حضرت بهاءالله در این باره عباراتی دارد با این مضمون: «عقل برای عرفان الهی خلق شده است.»

در تأیید این سخن، جناب عبدالبهاء در کتاب مکاتیبش میگوید: «اگر عرفان الهی خواهی… به براهین عقلی و نقلی مراجعت کن.»

امّا جناب بهاءالله با نادیده گرفتن کلام قبلی اش، در کتاب بدیع میگوید: «با عقل نمیتوان به عرفان الهی رسید.»

حال بار دیگر این سؤال مطرح میشود که در مسلک بهائیت، آیا با عقل میتوان به عرفان الهی رسید؟!

telegram4

بهائیان معتقد به بیت العدل پاسخ دهند!

64

چرا شوقی از فرمان عبدالبهاء سر پیچی کرد و ولی امر بعد از خویش را تعیین نکرد؟!

سخن جناب عبدالبهاء در الواح وصایا چنین است:

«ای احبّای الهی، ولیّ امرالله “باید” در زمان حیات خویش مَنْ هُوَ بَعدَه را تعیین نماید تا بعد از صعودش اختلاف حاصل نگردد.»

 

telegram4

حمایت متقابل بهائیت و استعمارگران !!

photo_2016-04-13_10-10-35

«زخم ستمکاران را مرهم نهید و درد ظالمان را درمان شوید. اگر زهر دهند، شهد دهید. اگر شمشیر دهند، شکر و شیر بخشید. اگر اهانت کنند، اعانت نمایید.» (کتاب امر و خلق، ج۳)

از این دست سخنان در کلام رهبران بهائی به وفور یافت میشود. اگر نگاهی کلّی به کتاب مکاتیب جناب عبدالبهاء بیندازید، عبارات زیادی را خواهید دید که در آنها به حمایت از دشمنان و ستمگران و ظالمان بسیار سفارش شده است.

این همه حمایت از دشمنان تا جایی که آنها را دُرّ و گوهر دانستن در ذهن هر انسان عاقلی این سؤال را متبادر میکند که بهائیت در جهت منافع کدامین جناح تلاش میکند؟؟

بهائیتی که میگوید دروازه ها را به روی دشمنان باز کنید و از صمیم دل نیز به آنها کمک کنید. بی شک منافع استعمارگران چیزی است که باید از آن سخن گفت. منافع همانها که دامن زننده و پرورش دهنده و تبلیغ کننده مسلک بهائیت اند.

اکنون به آسانی در می یابیم که چرا دولت های استعمارگر همچون انگلیس و روسیه و فرانسه در موضوع بهائیت به رقابت برخاسته اند و این حمایتها در مکتوبات رهبران بهائی زیاد است.

ما به عنوان نمونه یک مورد از آنها را از کتاب قرن بدیع نقل میکنیم:
در زمان دولت عثمانی وقتی جاسوسان دربار عثمانی پرده از روی کارهای پنهانی جناب عبدالبهاء برداشتند و حکومت عثمانی حکم اعدام عبدالبهاء را صادر کرد، دولت انگلیس با توپ و تفنگ از عائله بهائیان دفاع میکند: «چون این گزارش یعنی حکم اعدام سرکار آقا (عبدالبهاء) به لرد بالفور وزیرخارجه وقت رسید در همان یوم وصول دستور تلگرافی به جنرال النبی سالار سپاه انگلیس در فلسطین صادر و تأکید اکید نمود که جمیع قوی در حفظ و صیانت حضرت عبدالبهاء و عائله و دوستان آن حضرت بکوشد.»

این است دلیل حمایت و سرسپردگی بهائیت به کشورهای ستمگر و استعمارگر.

telegram4

وصیت نامه عبدالبهاء

61

بهائی عزیز!

آیا وصیت نامه عبدالبهاء(الواح وصایا) را خوانده ای؟

آیا می دانی عبدالبهاء بیت العدلی را که ولی امرالله ریاستش را نداشته باشد مشروع نمی داند؟

عبدالبهاء می گوید :
« یعنی در جمیع بلاد بیت عدل خصوصی تشکیل شود و آن بیوت عدل، بیت عدل عمومی ‌انتخاب نمایند. این مجمع، مرجع کل امور است

و مؤسس قوانین و احکامی‌ که در نصوص الاهی موجود نه؛ و جمیع مسائل مشکله در این مجلس حل گردد.

و ولی امرالله، رئیس مقدس این مجلس و عضو اعظم ممتاز لاینعزل.»

پ.ن: بعد از مرگ شوقی افندی در سال ۱۳۳۶ هجری شمسی، بیت العدل (مرکز مدیریت و رهبری بهائیت) ولی امر ندارد.

telegram4

اندر تناقضات کتاب مکاتیب

60

ضرب المثل «یکی به نعل میزنه یکی به میخ» در مورد فردی بکار میرود که دو پهلو و دوجور حرف میزند.

نمونه ی عملی این ضرب المثل را می توان در جای جای کتاب مکاتیب که از مکتوبات جناب عبدالبهاء (دومین رهبر بهائیان) است مشاهده نمود.

ایشان در جلد سوم این کتاب برای آنکه همه را به سمت خود بکشاند در یک جا آنچنان برای دشمنان ارج و منزلت قائل میشود که می گوید دشمنان را همچون دُرّ و گوهر بدانید و حتی به ستمگران محبّت کنید و هر دشمن کینه توزی را مثل یار خود بدانید؛

امّا در جایی دیگر در جمع دوستان خود میگوید که نمیشود با ظالم با مهربانی برخورد کرد، چراکه اگر با شخص ظالم یا خائن مهربانی کنید باعث میشود بیشتر به تو ظلم کند.

سخن اول: «الیوم مقرّب درگاه کبریا نفسی است که جام وفا بخشد و اعداء را دُرّ عطا مبذول دارد حتّی ستمگر بیچاره را دستگیر شود و هر خصم لدود را یار ودود.»

سخن دوم: «با شخص ظالم و یا خائن و یا سارق نمی شود مهربانی نمود، زیرا مهربانی سبب طغیان او می گردد نه انتباه او. کاذب را آن چه ملاطفت نمایی بر دروغ می افزاید.»

حل تناقض این دو سخن با بهائیان.

telegram4

تناقض در کلام غیر الهی

58

همانطور که می دانیم در مسائل دینی اگر امری غیر الهی باشد، در آن تناقض و اختلاف وجود دارد، چنانکه خداوند در سوره نساء آیه ۸۲ در رابطه با الهی بودن قرآن می فرماید:
«آیا در قرآن از روی فکر و تأمل نمی نگرند (تا برآنان ثابت شود که وحی خداست؟) و اگر از جانب غیر خدا بود در آن بسیار اختلاف می یافتید.»

حال نظر رهبران بهائی را در مورد ارتباط و معاشرت با غیر بهائیان ببینیم تا تناقض در این اعتقاد به روشنی بر هر انسان حقیقت جویی ظاهر شود.

آنجا که جناب عبدالبهاء برای خوش بین کردن افراد ناآگاه نسبت به بهائیت، تعالیم شعارگونه و به ظاهر زیبای خود را مطرح می کردند تا به گرد خویش مریدانی جمع کنند، می گفت:

«بیگانگان را مانند آشنا معامله نمایید و اغیار را به مثابه یار نوازش فرمایید. دشمن را دوست ببینید و اهرمن را ملائکه شمارید. جفاکار را مانند وفادار به نهایت محبت رفتار کنید.»(مکاتیب،ج۳)

اما در جایی دیگر برای آنکه مریدان خود را از دست ندهند، حتی اجازه نمی دادند بهائیان با سایر افراد معاشرت و تکلّم و ملاقات کنند. جناب بهاءالله در کتاب مائده آسمانی،ج۸ می گوید:

«باید از کسانی که از بهائیت دوری می کنند، دوری شود و حتی یک لحظه هم نباید با آنها نشست و برخاست داشت…»

«… و اگر (قرآن) از جانب غیر خدا بود در آن بسیار اختلاف می یافتید.»(نساء،۸۲)

 

telegram4