نوشته‌ها

ابهامات بی جواب

photo_2017-01-28_09-19-16

دوران تحصیل دلمان خوش بود که هرگاه، هر پرسشی از درس داریم، میتوانیم به راحتی و بدون مشکل از استادمان بپرسیم و او هم طبق وظیفه اش مسائل را برایمان روشن میکرد.

اما امان از زمانی که دسترسی به استاد نداشتیم، نه پاسخ قابل اعتمادی می یافتیم و نه دلمان آرام می گرفت… گیج و گنگ می شدیم و …

حال و روز پیروان بهائیت هم این روزها همینگونه است… اگر برایشان ابهامی در اعتقادات و سخنان رهبران بهائی پیش آید، کسی نیست که حقّ پاسخگویی داشته باشد!!

زیرا در اعتقاد آنها، همانگونه که در کتاب دور بهائی آمده، تنها مرجع تبیین و تفسیر کلام رهبرانشان، فردی است با منصب “ولی امرالله” و غیر از او هیچ کس چنین حقی ندارد و در حال حاضر فردی با منصب ولی امرالله  موجود نیست!!

آخرین ولی امر بهائیان، شوقی افندی، در حدود ۶۰ سال پیش از دنیا رفته و جانشینی برای خود تعیین نکرده!!

حالا بی گمان باید حالِ پیروان بهائیت، از حالِ دانشجویی که در انتهای ترم به دنبال پاسخ سؤالش می گردد سخت تر باشد؛ چرا که بهائیت خود را به عنوان دین الهی معرفی کرده و دینی که پاسخگویی برای ابهام ها و پرسشها ندارد، بعید است که به کار آید.

بهائیان معتقد به بیت العدل پاسخ دهند!

64

چرا شوقی از فرمان عبدالبهاء سر پیچی کرد و ولی امر بعد از خویش را تعیین نکرد؟!

سخن جناب عبدالبهاء در الواح وصایا چنین است:

«ای احبّای الهی، ولیّ امرالله “باید” در زمان حیات خویش مَنْ هُوَ بَعدَه را تعیین نماید تا بعد از صعودش اختلاف حاصل نگردد.»

 

telegram4

داعیه داران تساوی پاسخ دهند!

tasavi

داعیه داران تساوی پاسخ دهند!

تساوی حقوق زن و مرد!
این شعار نیست، این یک هدف و یا آرزو هم نیست.
باید به شما مژده دهم، بالاخره با تلاش چندین نفر از مردان و زنان تاریخ، این آرزوی دور و دراز بشریت، این هوای خنک و مطبوع “تساوی حقوق انسانیت بدون توجه به جنسیت” بر صورت داغ دیده و رنجور اَبناء بشر به خصوص بانوان عزیز وزیده است و زین پس، از تلألؤ انوار پُر برکت این افراد، حقوق زنان و مردان در سرتاسر این کره خاکی به احترام گذارده خواهد شد.
چرا که آنقدر همین زحمت¬کشان اصلی این عرصه به زیبایی و با درایت، با عمل و رفتار خودشان این اصل اصیل را به اثبات رسانده اند که دیگر هیچ بنی بشری به خود اجازه ی تضییع حقوق جنس مؤنث را نخواهد داد و پیوسته آدمیزادان در تحقّق بیش از پیش این آرزو کمر همّت خواهند بست.
آری چقدر قشنگ است که ما این شعارهای زیبا و وعده های پر طرفدار را به عدّه ای بدهیم و اصرار بورزیم که ماییم نخستین کسانی که برای این هدف قدم برداشته ایم و هزینه داده ایم؛ آری قشنگ است…
امّا اگر در حد یک شعار و یک تابلوی تبلیغاتی برای فریب اَذهان تشنه ی تساوی حقوق زن و مرد به کار برود چه بسیار زشت و کریه خواهد بود!
و حال اگر پیدا شود این مدّعیان طلایه داری این جنبش و حرکت به سمت تساوی حقوق چه کرده اند و با این پرچم عدّه ای را به دور خود و مسلک قلّابی خویش دعوت کرده اند، بر خلاف افکاری که فریاد می زنند، پیوسته و در گاه گاه مختلف، آنجا که پای هوس، و منافع شخصی و یا جناح و یا جنس مذکر به میان می آید، زیرکانه پرده ی ریاکاری و تفسیر و توجیه را بر رفتار متناقض خود می افکنند و کارهای زشت خود را توجیه می کنند، چه رسوایی شنیعی بر دامان کُنش¬گران واقعی این عرصه، یعنی جنبش تساوی حقوق زن و مرد خواهد نشست. نه تنها بر این عده، بلکه بر تاریخ بشریت بسیار سخت خواهد بود تا از کسانی نام ببرد که داعیه ی دیانت داشتند و بی دین بودند، داعیه ی تساوی و عدالت داشتند و پیوسته بر خلاف آن رفتار کردند، ادعای انسانیت داشتند و …
آری سخن از بهائیت است…
گروهی که اعتقاد خود را به دروغ دین می خوانند!
گروهی که به دروغ شعائر زیبایی را به خود نسبت می دهند!
گروهی که خود را اولین کسانی می پندارند که در جهت نشر افکار به ظاهر زیبایشان تلاش کرده اند!
گروهی که به دروغ دم از تساوی حقوق زن و مرد می زنند و پی در پی و لا به لای تاریخ و هم اکنون، لاف تساوی زده اند، همین بهاییتی است که اساس مشروعیتش بر “تساوی حقوق زن و مرد” استوار است و با اینکه در جای جای حرفها و لاف هایشان پر است از تساوی حقوق زن و مرد، آنگاه که پای دموکراسی و تساوی حقوق زن و مرد در انتخابات دوره ای شان اجازه ی کاندیداتوری هیچ جنس مؤنث، هیچ بنی بشر دختر و بانویی را نمی دهند و با انواع و اقسام توجیهات بعضاً خنده آور، سعی در پیچاندن و پرده پوشی این گاف برزگشان می کنند؛
که البته تقصیر خودشان نیست؛ همان طور که اشاره شد اساس اعتقادشان به ایشان چنین دستوری داده است.
در لا به لای همه ی شعارهای به ظاهر قشنگی که دم از حقوق زنان می زند عباراتی¬ست که افکار انسان های آزاد اندیش را به سادگی به چالش می کشد:
اولین چالش اینکه با وجود این تعلیم (تساوی بین زن و مرد)، چرا خانم ها از عضویت در بیت العدل محروم هستند؟ چنانکه در کتاب اقدس می خوانیم: اعضای بیت العدل باید از بین مردان انتخاب گردند! [۱] و جالب اینکه در چرایی آن، جناب عبدالبهاء گفته است که حکمت این موضوع در آینده ظاهر خواهد شد!!! جناب شوقی افندی نیزدر پاسخ به همین سئوال از سوی یکی از بهائیان، در پیام ۵ جولای ۱۹۴۷ گفته است: «مردم باید بپذیرند که نساء صلاحیت عضویت در بیت العدل عمومی را ندارند…»
بهائیت از یک طرف در طبل تساوی حقوق زن و مرد می کوبد و فریاد برمی آورد که فقط ما این تساوی را رعایت کرده ایم اما وقتی به مرحله عمل می رسد حتی در مهم ترین مرکز تجمعش یعنی بیت العدل، زنان را از عضویت در آن محروم می نماید!!!
همچنین در دورانی که یکی از مظاهر رعایت تساوی حقوق زن و مرد، انتخاب شدن در پارلمان ها شناخته می شد، جناب عبدالبهاء با یک جمله زنان را از انتخاب شدن در محافل روحانیه بهائیه که به منزله پارلمان داخلی است، محروم کرده: «… و در لوح مبارک دیگر نازل: در بلاد شرق در هر بلده و قریه که عدد مؤمنین از رجال از سن بیست و یک و مافوق آن نه تجاوز نموده محفل روحانی در نهایت روحانیت و صفا و حکمت و متانت تاسیس گردد و حضرات اِماء الرحمن منتخِب اند نه منتخَب …» [۲]
از جمله چالش های دیگر آنجاست که جناب عبدالبهاء اجازه نمی دهد زنان ولی امرالله شوند:
«ای یاران مهربان، بعد از مفقودی این مظلوم باید اغصان و افنان سدره مبارکه و ایادی امرالله و احبّای جمال ابهی توجّه بفرع دو سدره که از دو شجره مقدّسه مبارکه انبات شده و از اقتران دو فرع دوحه رحمانیّه بوجود آمده یعنی (شوقی افندی) نمایند زیرا آیت اللّه و غصن ممتاز و ولیّ امرالله و مرجع جمیع اغصان و افنان و ایادی امرالله و احبّاء اللّه است و مبیّن آیات اللّه و من بعده بکراً بعد بکر یعنی در سلاله او.» [۳]
یعنی بعد از جناب شوقی که اولین ولی امر در بهائیت است، فقط فرزندان پسر از نسل او می توانند به این مقام برسند!!
از این دست تناقض در خصوص عدم رعایت تساوی حقوق زن و مرد در بهائیت ـ که داعیه دار این تساوی است ـ بسیار به چشم می خورد که در این مقال مجال ذکر آن نیست.
آری، همین گفته هاست که محقق را در شناسایی بهتر بهائیت رهنمون می شود و می یابد که بهائیت نه تنها دین الهی نیست، بلکه از بسیاری از امتیازات مکتب های بشری نیز محروم مانده است.

منابع:
۱- این مطلب در کتاب اقدس و گنجینه ی حدود و احکام ص ۲۱۹ آمده است.
۲- گنجینه حدود و احکام، ص ۶۰
۳- الواح وصایا، صفحات ۱۱ تا ۱۴

آیا بهاییان جاسوس نیستند؟!!

28

همه­ ی ما به طور کلّی با معنی کلمه­ ی جاسوس آشنایی داریم، اما از آن جهت که قصدمان بر این است نوشتاری منظّم را تقدیم شما خواننده محترم کنیم، لازم می­دانیم در ابتدا تعریف مستند و عامه پسندی از این واژه ارائه کنیم:

در لغت نامه دهخدا ذیل این کلمه می خوانیم:

جستجوکننده­ ی خبر برای بدی. شخصی باشد که از ملکی بملک دیگر خبر برد. خبرپرس . خبر پرسنده.

لغت نامه معین این واژه را اینگونه تعریف کرده:

خبرچین، آن که خبر یا پیغامی را از جایی به جای دیگر می برد.

و در فرهنگ لغت عمید می خوانیم:

کسی که اخبار و اسرار کسی یا اداره‌ای یا مملکتی را به‌دست بیاورد و به دیگری اطلاع بدهد.

پس با این تعاریف می توان گفت جاسوس کسی است که هرگونه اطلاعات – با هر طبقه بندی ارزشی، یعنی: عادی، سری، فوق سری و … – یک کشور را به دولت و کشور دیگر ببرد؛ حتی اگر این دو کشور در حال جنگ و یا نزاع فیزیکی هم نباشند، بردن اطلاعات بطور مخفیانه و بدون اطلاع کشور مبدأ، به کشور دیگر جاسوسی محسوب می­شود. حال اگر دو کشور درحال نزاع و جنگ در جبهه های مختلف نظامی، سیاسی و اقتصادی باشند این عمل حتی اگر برای یک اطلاعات پیش پا افتاده نیز سر بزند خطای بسیار بزرگی محسوب می­شود و به نوعی دهن کژی و بی احترامی و در حقیقت خیانت به کشور محسوب می­شود.

وقتی این عمل از سوی شخصی یا گروهی ـ با هرنیّتی ـ سر بزند، مستوجب همان عقوبت سایر جاسوسان سابق می­شود. و این عمل، مسلمان، شیعه و یا بهایی نمی­شناسد. جاسوسی، جاسوسی است.

یکی از وظایفی که بیت العدل بر دوش بهائیان نهاده، این است که هر بهایی موظّف است کلیه­ ی عملکرد ماهانه خود شامل: جلسات دعا و مناجات، کلاس های روحی، ضیافت و … که در آنها شرکت کرده و یا هر کسی را که تحت تبلیغ خود قرار داده را به بیت العدل ارسال کند. و به طور کل وظیفه دارد هرگونه فعالیتی که مطابق خواست بیت العدلشان ـ که  در اسراییل می باشد ـ را به این موسسه (بیت العدل) گزارش نماید؛  آن هم به طور مکتوب!!!!

البته بهائیان نیز در این امر همّت گمارده و گزارشات خود را به محافل محلی خود و از محافل محلی به محفل ملی و سپس از آنجا به بیت العدل می­رسانند.

اولین مشکل این است که خارج کردن اطلاعاتِ شهروندان از کشور به کشوری مانند اسراییل مصداق بارز “جاسوسی” است.

و دوم اینکه به سادگی، اسراییل با دردست داشتن این اطلاعات، این طیف جامعه از ایران را زیر نظر دارد.

اما اگر بهاییان در دفاع از خود بفرمایند: ما این اطلاعات را به اسراییل تحویل نمی­دهیم و مستقیماً به بیت العدل می­رسانیم؛ در جواب باید گفت: اولاً، هر چیزی که در اسراییل است، پس اسراییلی است و به نفعشان؛

دوماً، محال است تصوّر کنیم اسرائیل به این اطلاعات علاقه­ای نداشته باشد و به آنها رجوع نکند و اجازه دهد این اطلاعات به آسانی بین بهاییان ایران و اسراییل رد و بدل شود!!!!

یا بهاییان اینگونه از خود دفاع کنند که: چرا بیخودی موضوع را بزرگ جلوه می­دهید؟! جاسوسی کدام است؟! مگر گزارشات ما شامل اطلاعات محرمانه است که اَنگ جاسوسی می­زنید؟!

باید عرض کرد: حتماً شما ارزش آن را نمی­دانید و متوجه خطرات آتی آن برای کشور نیستید؛ البته حق دارید؛ شما مکلّف و موظّف هستید و باید از بیت العدل اطاعت کامل داشته باشید!!!!

اما باید همین قدر برایتان کفایت کند که دولت مطبوعتان و هموطنان­تان در ایران هیچ علاقه­ای به این مخابره ­ی اطلاعات به کشور اسراییل و یا به قول خودتان بیت العدل ندارند. حتماً دوستان و رفقایتان اگر روزی بفهمند که اسم و مشخصات خودشان و خانواده­شان در لابه ­لای همان اطلاعات بی­ارزشی که می­فرمایید به اسراییل مسافرت و مخابره شده، بدون تردید در ادامه رابطه دوستی با شما بهاییان تجدید نظر جدّی می­کنند.

نه اشتباه نکنید، ما قصد تخریب رابطه دوستیتان را نداریم، فقط روشنگری و بقول بهاییان تحرّی حقیقت مطرح است.

آقا و خانوم بهایی عزیز، همین­که دولت و کشور ایران، چنین اجازه­ای نمی­دهد باید برایتان کافی باشد تا این کار خلاف قانون و شرع را مرتکب نشوید.[۱]

اما نه تنها از این کار خودداری نمی­کنید، بلکه اصرار دارید و مجدّانه این جاسوسی در قالب مذهب را در هر ماه انجام می­دهید.

 


[۱] ـ گنجینه حدود و احکام. باب ۷۵: ابداً بدون اذن و اجازه حکومت، جزئی و کلی نباید حرکتی کرد و هر کس بدون اذن حکومت، اَدنی حرکتی نماید، مخالفت به امر مبارک کرده است و هیچ عذری از او مقبول نیست …

دروغ سیزده

دروغ سیزده 
بهائیان می‌گویند ما فرقه نداریم و دین نباید سبب اختلاف گردد. حتماً در امروز سیزده بدر این مقاله را بخوانید تا مختصری به این دروغ بهائیان پی ببریم. 
——————————————– 
مانند هر فرقه‌ای که اختلاف و انشعاب در میان پیروانش طبیعی است ، بهائیت هم از این قاعده مستثنی نیست .
هرچند که رهبران بهائیت ممکن است که ادعا کنند که در میان بهائیان انشعابی نیست ، ولی واقعیت این است که بهائیت دارای فرق مختلفی است ، که هرکدام خود را بهائی واقعی می‌دانند.
با یک بررسی کوتاه مشخص می‌شود که بهائیان در طول ۱۶۰ سال انشعابات زیادی به خود دیده است در اینجا به ارائه تاریخ این انشعابات می‌پردازیم 
•فرقه‌های در میان پیروان باب : 
• بیانی ( ازلی): 
• بهائی 
از فرقه بیانی یک دسته مانده‌اند ولی فرقه بهائی به دسته‌های بیشتری تقسیم گشتند که حال به بررسی این فرق می‌پردازیم 
فرق در میان پیروان بهاء الله : 
پیروان عبدالبهاء – بزرگ‌ترین پسر بهاء الله – ( ثابتی) 
فرق در میان پیروان بهاءالله : 
بهائیان موحد : پیروان برادر عبد البهاء ، میرزا محمد علی ، که به وسیله بهاء الله به عنوان رهبر بهائیان بعد از مرگ عبد البهاء معرفی شده بود ولی از طرف عبد البها تکفیر گردید . 
فرق در میان پیروان عبدالبهاء : 
پیروان بهائیان موحد به صورت قلیل ماندند ولی پیروان عبد البهاء به انشعابات بیشتر تقسیم شدند : 
فرقه‌های در میان پیروان عبدالبهاء : 
• آنهائی که باور دارند که قصد و وصیت عبد البهاء کذب است که به وسیله شوقی افندی ربانی دک‌ترین شده بود . 
فرقه‌های در میان پیروان عبدالبهاء : 
آنهائی که به شوقی افندی ربانی به عنوان جانشین واقعی اعتقاد ندارند : 
بهائی آزاد 
بهائی ریمی 
جامعه تاریخ جدید 
فرقه های در میان پیروان عبدالبهاء : 
بهائیان آزاد : 
بهاییانی که اعتقاد دارند خلیفه گری یا مسئول بهائیان با مرگ عبد البهاء تمام شده است . و آن میثاقی که معروف شده ، یک دک‌ترین است که توسط عبد البهاء نبوده بلکه توسط یک نویسنده حیله گر آماده شده است. 
فرقه های در میان پیروان عبدالبهاء : 
بهائیان متجدد ( ریفرمی) : 
آن‌ها مدعی هستند که میانه رو
هستند مذهب روحانی از بهاء الله
و عبد البهاء و مشخصاً مسیر جدیدی جدای از گروه متعصب و اصول گرا بهائیان حیفان ایجاد کردند . رهبر فعلیه این گروه‌های فردریک گلیشر(Fredrick Glaysher) است 
فرقه های در میان پیروان عبدالبهاء : 
بهائیان جامعه عهد جدید: 
این گروه پیروان ” میرزا احمد سهراب ” هستند . او به همراه ” لویس استیو سانتچانلرز” و همسرش ژولی”جامعه عهد جدید” را در سال ۱۹۲۹ رابعنوان راهی غیر مستقیم در انتشار آموزه‌های مذهب بهائی تاسیس کردند. بعدها که مشاجره بین میرزا احمد و شوقی افندی بالا گرفت ، سهراب و چانلرز به عنوان عهد شکن مشخص شدند و ترد گردیدند . آژانس امنیت آمریکا (NSA)در سال ۱۹۴۱ آن‌ها را مورد پیگرد قانونی قرار دارد . 
انشعابات در میان پیروان شوقی افندی ربانی :

• پیروان ” گاردها و هارس ها ( نگهبانان ) ” 
• پیروان ” نواب ( نایب‌ها) 
• پیروان UHI مستقر در حیفا ( بهائیان مرتد ” Herterodox ” 
انشعابات در میان پیروان شوقی افندی ربانی : 
آنهائی که اعتقاد به شوقی افندی و  چارلز میسون رمی دارند ( به عنوان نگهبانی و حراست)

این‌ها فرقه‌های حارسان هستند . همگی آن‌ها داستان جالبی دارند . در واقع این‌ها دارای سه شعبه هستند هرکدام اعتقاد به یک حارس دارند و یکی از آن‌ها (BUPC) منتظر حارس خود است . 
انشعابات در میان پیروان شوقی افندی ربانی : 
آنهائی که اعتقاد به یک حارس دارند سه گروهند : 
• بهائیان ارتدکس 
• BUPC
• هسته اصلی مذهب بهائی 
انشعابات در میان پیروان شوقی افندی ربانی : 
بهائیان ارتدکس :
پیروان جوئل ب ماران گلا را به عنوان حارس و نگهبان بعد از چارلز میسون رمی است . این گروه دومین گروه بزرگ بهائی است و دارای یک حارس زنده، شورای بین‌المللی بهائی و انستیو ” ایادی ” می‌باشند . بهائیان ارتودکس دارای تشکیلات و پیروان در : آمریکا ، هند ، استرالیا، کانادا ، اتریش ، …..، اسپانیا، فرانسه ، ایران ، پاکستان و بنگلادش می‌باشند . 
انشعابات در میان پیروان شوقی افندی ربانی : 
بهائیان تحت اشراف عهد و میثاق ، پیروان جوزف پیه رمی ، حارس بعد از چارلزمیسونرمی ، این گروه از بهائیان دارای یک حارس ،شورای بین‌المللی بهائی و بیت العدل (UHS) ولی دارای انستیو ایادی نمی‌باشد . حارس و نگهبان فعلی نیل چیس است . به علت استفاده او از کلمه بهائی برای گروه خود ، آژانس امنیت ملی آمریکا نیز علیه نیل چیس اقامه دعوی کرده است . 
( برای اطلاعات بیشتر در مورد دکتر لیلند جنس به ویکیپدیا مراجعه نمایید)
انشعابات در میان پیروان شوقی افندی ربانی : 
هسته اصلی مذهب بهائی :
بر اساس خواست بهاء الله و عبد البها بایستی یک حارس زنده جهت هدایت بیت العدل (UHJ) وجود داشته باشد . بیت العدل موجود در حیفا ساختگی است .بدین جهت که دارای حارس نیست. این گروه دارای حارس زنده هستند و شورای بین‌المللی بهائی ندارند یا انستیو لیادی . حارس فعلی آن‌ها جک سوقومونیان است. او بعد از دونالد هاروی (سومین حارس) حارس شد . 
انشعابات در میان پیروان شوقی افندی ربانی : 
پیروان ” نایب‌ها ” 
بهائیان تربیت 
پیروان رکس کینگ ، آنها می‌گویند رمی حارس نبوده است بلکه او فقط یک نایب بوده مذهب را راهبری می‌نموده تا وقتی که یک فرزند واقعی از بهاء الله جلو بیاید وحارس شود ( طبق اعتقادات این گروه ) کینگ او را به عنوان نایب بعدی انتخاب کرده است و اعضای خانواده او پیروی نایب کرده‌اند. 
انشعابات در میان پیروان شوقی افندی ربانی : 
بهائیان با مرکزیت حیفا این بزرگ‌ترین گروه بهائی است . آنها معتقدند که در موضوع حراست بداء اتفاق افتاده ( یعنی خدا قضای خود را تغییر داده ) و لذا دیگر حارسان نخواهند بود. 
بعد از شوقی افندی در زمان مرگ شوقی افندی وقتی او در لندن بوده بیوه او تلگرافی را ارسال داشت که اعلام کرده بود حارس خیلی ضعیف شده در حالیکه که در واقع او مرده بود. 
انشعابات در میان پیروان شوقی افندی ربانی : 
بهائیان با مرکزیت حیفا (ادامه…) 
وقتی که ایادی بعدها در حیفا همدیگر را ملاقات کردند تا صندوق را باز کنند ، آن‌ها مهر و موم را شکسته ولی گواه و وصیتی پیدا نکردند . دیر وقت همان شب یکی از ایادی ( ایرانی ) به سایر ایادی ایرانی گفت که در موضوع حراست بداء حاصل شده و این موضوع برای همیشه تمام شده است . هم اکنون بهائیان حیفی به وسیله بیت العدل (UHI) که دارای ۹ عضو «مصون از گناه» هدایت می‌گردد. 
سایر فرق 
علاوه بر تمام این‌ها ، گروه‌ها و انشعابات دیگری هم در بابیه/بهائیت است 

گروه اساس بهائیت: پیروان جمشید معانی . 
این گروه که فعلاً توسط جان کار رهبری می شوند و خود را گروه اساس ذات بهائیمی‌نامند . آن‌ها معتقد به آمدن ظهور سوم بعد از باب و بهاء الله هستند . 

گروه بیت الحارس جامع: پیروان ۵ شیخ 
آنها به شوقی افندی اعتقاد داشته . بر اساس آموخته‌های بهاء الله و عبدالبهاء بیت العدل بایستی دارای یک راس از حارس معصوم باشد. آنچنان که بهاء الله در احکام خود ذکر کرده است . بایستی ۲۴ حارس ( ولی امرالله و یا امام ) بیایند ، باب همراه ۱۸ نفر از حروف حی ۱۹ تا درست می‌کند . نام باقی‌مان ۵تا ذکر نشده است . ولی آن‌ها در آینده خواهند آمد . تمامی این« حارس‌ها» معصوم هستند بر اساس آموزه‌های بهاء الله آن‌ها پادشاهان کل جهان الهی می‌باشند 

پیروان دهش ( دهشتت): دهشتیت ها معتقد به رهبر خود ،دکتر دهش – سالم موسی الاوش ( مرحوم موسیس الیشا ) ( ۱۹۸۴- ۱۹۱۲) هستند که این گروه در بیروت ، لبنان گروه خود را دهشتیم گزاردند . و اعتقاد به رجعت باب دارند _ علی محمد شیراز ) و آنها به بهاء الله اعتقاد ندارند . 
نتیجه گیری : 
بنظر می‌رسد که فرقه گرائی در بهائیت سمت و سوی آن به طوری است که برای گروه اکثریت بهائی با مرکزیت حیفا مشکلات وسختی های زیادی را ایجاد کند . از سوی دیگر بهائیان معتقد به بیت العدل هم فشار بیشتری بر بیت العدل گذاشته تا موضوع حراست رامشخص کند . بجای اینکه از آن‌ها بخواهند که عهد شکنان را طرد کند

پیگیری های قضائی اخیر علیه سایر فرق بهائی باعث شده که موضوع حراست وحارسان به یک موضوع بین‌المللی تبدیل گردد. به نظر می‌رسد که توازن در این موضوع به سمت حراست است . اگر این جهت گیری و نزاع ادامه یابد . ممکن است بهائیت به شعب بیشتری تقسیم گردد. باید به آینده چشم دوخت . 
با تشکر .

با تشکر از: 
www.wikipedia.com
www.sourcewatch.com
www.sectsofbahais.com

 

نظام رهبری کننده بهائیان

نظام رهبری کننده بهائیان در زمان حاضر سازمان و تشکیلاتی است به نام “ بیت العدل“.

این سازمان متشکل از نه نفر است که همگی باید مرد بوده و ظاهراً باید منتخب

از میان بهائیان باشند.

مقر تشکیلاتی آنها در اسرائیل در شهر حیفا می باشد.
مطابق نصوص و پیش بینی های رهبران بهائی ، مشروعیت بیت العدل به حضور

ولی امر الله ” است. لیکن چون آخرین رهبر بهائیان یعنی شوقی افندی عقیم

بود و بجه دار نشد، ” بیت العدل” اکنون به تنهائی بهائیان را اداره می کند و وظیفه

قانونگزاری در بهائیت و تبیین و تفسیر نصوص بهائی به عهدۀ آنهاست.

سؤال: “ ولی امر الله” را بیشتر توضیح دهید:

پاسخ: میرزا حسینعلی دو پسر داشت به نام عباس و محمد علی . قرار بود هر

دو پسر به ترتیب جانشین پدر شوند و بهائیت را اداره کنند . اما آنها بر سر جانشینی

و تقسیم ارث و املاک پدر با یکدیگر به نزاع برخاسته و نهایتاً عباس ( ملقب به

عبدالبهاء) جانشین پدر و رهبر بهائیان گردید. او هم می خواست جانشینی را در

اولاد ذکور خود قرار دهد ولی چون فرزند پسر نداشت نوۀ دختری خود به نام شوقی

افندی و سازمان بیت العدل را بعنوان نظام رهبری پس از خود معین نمود و گفت

بیت العدل بدون ولی امر ( رهبران از نسل او) معنا ندارد. لذا شوقی افندی بیت العدل

را تأسیس و خود به رهبری آن مشغول شد. قرار بود بیست و چهار ولی امر ( دو برادر

امامان و اوصیاء دیانت های قبل) ، رهبری بهائیت را به دست گیرند لیکن شوقی افندی

عقیم بود و بچه دار نشد و سلسله ولی امر الله ) ناقص ماند و همان بیت العدل ( هیأت

نه نفره از مردان) رهبری بهائیت را به دست گرفتند…

سؤال : هیچیک از بهائیان به این امر اعتراضی نکردند؟!

پاسخ: بلی اعتراض بلکه انشعاب نمودند و تبدیل به چند گروه شدند که هم اکنون

بعنوان ” جامعه بهائیان آزاد” و نامهای دیگر ، این سوی و آن سوی فعالیت می کنند

و اقدامات و قوانین بیت العدل را نا مشروع و غیر قانونی می دانند.